هوالحكيم
مقدمه
مدتي است بازار ارزيابي تاثيرات اجتماعي در كشور ما بعد از تاخير چند دهه اي داغ شده است و سازمان ها و نهاد هاي مخلتف گوي سبقت را از همديگر مي ربايند كه البته نفس كار درست است و اتفاقا بايد بيشتر به آن توجه شود. اما نگراني آنجاست ما بخواهيم از اين امكان بدون توجه به مسائل بومي مثل ساير چيزهاي وارداتي استفاده كنيم كه البته در آن صورت ضررش بيش از سودش خواهد بود و خود بهانه اي براي كار نكردن ما مي شود. در حال حاضر در كشور ما در مبحث ارزيابي تاثير بيشتر به دو نكته توجه شده است. اول، تاكيد روي پروژه هاي عمراني، دوم، مفهوم "اجتماعي" بيشتر بر جنبه ي غير فرهنگي تاكيد شده است مثل پيامد هاي جمعيتي، زيست محيطي، معيشتي و ... اين دو نكته يا مسئله باعث شد با دوستاني كه در اين حوزه دغدغه اي داشتند وارد گفتگو بشويم و روي دونكته ي ديگر تاكيد كنيم اول تاكيد بيشتر روي پيامدهاي فرهنگي، چرا كه اعتقاد داريم ارزيابي فرهنگي فرا تر از ارزيابي اجتماعي است و دوم بجاي توجه و تمركز روي پروژه هاي عمراني كه داراي دامنه تاثير محدود مي باشند روي سياست ها و قوانين (طرح ها و لوايح) تاكيد كنيم كه دامنه تاثير آن ها در سطح ملي است(براي مثال پيامد هاي فرهنگي قانون هدفمند كردن يارانه ها). اين بهانه اي شد تا با دوست خوبم آقاي بهمن باينگاني روي اين مسئله تمركز كرديم كه در ذيل در چند قسمت به آن پرداخته مي شود. باعث خشنودي است كه در اين راه به ما كمك كنيد.
ارزيابي تاثيرات فرهنگي(قسمت اول)
ارزیابی تاثیر چیست؟
امروزه دولت ها تلاش دارند که به هنگام انجام اقدامات توسعه اي يا به عبارت ديگر مداخلات برنامه ريزي شده بيشترين منافع و کمترين هزينه ها را متقبل شوند، به ويژه آن دسته از هزينه ها که بر اجتماع تحميل مي شوند.
عموما اين هزينه ها به قدر کفايت در محاسبات تصميم گيران، ناظران و سازمان هاي مداخله گر به حساب نمي آيند. شايد دليل آن باشد که اين دست هزينه به سادگي قابل شناسايي، کمي کردن و اندازه گيري نيستند.چنانچه اين تاثيرات را پيشاپيش شناسايي کنيم، مي توانيم راجع به اين كه چه مداخلاتي بايد به عمل بياوريم و اين مداخلات به چه شكلي انجام شوند، تصميم هاي بهتري بگيريم.( ونكلي و بكر، 1388: 17).
قبول اصل عدم قطعيت و توجه با اين مسئله كه جهان اجتماعي، بسيار پيچيده است و هيچ گونه دانش كامل، جهانشمول و ( معصومي) نمي توان درباره آن بدست آورد، ما را در پذيرش اين مسئله كه نمي توان پيامد هاي هر گونه اعما دخالت در زندگي اجتماعي و فرهنگي مردم را به آساني پيش بيني و شناسايي كرد، بسيار كمك مي كند. در حقيقت بسياري از طرح ها و پروژه ها با نگاه فن سالارانه و تكنوكراتيك و بدون توجه به پيچيدگي هاي زندگي اجتماعي صورت مي گيرد و نتيجه اين امر كاهش پيامد هاي مثبت و افزايش اثرات منفي جانبي و بلند مدت اين اقدامات مي تواند ياشد.
يكي از مناسب ترين راه هاي شناسايي اثرات مثبت و منفي برنامه هاي در دست اجرا و به حداقل رساندن اثرات منفي و به حداكثر رساندن اثرات مثبت آن، ارزيابي تاثيرات اين گونه طرح ها و اقدامات است.
ارزيابي تاثير به فرايند مداوم گفته مي شود كه سياستگذاران و (تصميم سازان) را كمك مي نمايد تا به طور كامل (يا تا حد زيادي) پيامد هاي بالقوه و بالفعل دخالت دولت در بخش هاي مختلف جامعه را شناسايي كنند و همچنين دولت را قادر مي سازد تا شواهد مربوط به تاثيرات مثبت و منفي مداخلات را از طريق بررسي تاثيرات اين سياست ها، بعد اجراي آن ها سنجش و مطالعه كنند.[1]
به طور كلي مي توان ارزيابي را فرايندي منظم و مستمر دانست كه طي آن پس از توصيف، تحليل و تبيين مسائل شهروندان ( يا گروه هدف) كه ناشي از اجراي پروژه ها (يا طرح ها) ست به مدلي واقع گرا، جامع نگر و آيند نگر دست يافت كه نتيجه آن مديريت و مهندسي فرهنگي جامعه است و در صورت فقدان ارزيابي، بروز نابساماني ها و مشكلات مختلفي مورد انتظار است(ابراهيم پور و مصطفوي، 1387: 88 ) بنابراين در بلند مدت دفاع و حمايت از كمك هاي توسعه فقط با ارزيابي هاي كارآمدتر و اثبات تاثير اين كمك ها با نشان دادن اشتباه ها و عدم قطعيت هايي كه در ذات فعاليت هاي توسعه اي نهفته است و با ارزيابي صادقانه اثربخشي تطبيقي كمك هاي توسعه اي در مقايسه با نغييرات خط مشي و عملكرد مقدور خواهد بود(روچ، 1378 : 20).
مهمترین تاثیر ارزیابی تاثیر
امروزه فرايند ارزيابي تاثيرات پروژه ها جزء مهمي از برنامه ريزي و اجراي پروژه ها در برنامه ها و سياستگذاري هاست و در سرتاسر جهان به كار گرفته مي شود (بكرو ونكلي، 1387: 31) مهمترين اهداف تهيه ارزيابي عبارتند از:
1- تعيين حوزه هاي تحت نفوذ پروژه ]سياست يا قانون[
2- شناخت ويژگي هاي اجتماعي و فرهنگي اجتماعات در محدوده پروژه ]سياست يا قانون[ قبل از اجرا
3- شناخت نگرش هاي شهروندان]گروه هدف[ نسبت به پروژه ، ]سياست يا قانون[ و پذيرش آن
4- دستيابي به سطوح و درجه هاي همكاري و مشاركت شهروندان ]گروه هاي هدف[ با مجريان در مرحله اجرا و بهره برداري
5- تجزيه و تحليل آثار احتمالي پروژه، ]سياست يا قانون[بر ابعاد اجتماعي و فرهنگي زندگي شهروندان ]گروه هاي هدف[
6- حفظ و افزايش سازگاري شهروندان با محيط اجتماعي در قلمرو پروژه،]سياست يا قانون[
1- فراهم كردن زمينه يكپارچگي در سطح خرد، مياني و كلان در قلمرو پروژه، ]سياست يا قانون[
2- ارائه راهكار هاي عملي كاهش اختلال در زندگي شهروندان]ذي نفعان[(ابراهيم پور و مصطفوي،1387: 87 )
به طور خلاصه مي توان گفت اهداف و مقاصد ارزيابي تاثيرات عبارتند از:
1- تحليل چگونگي اثرگذاري طرح ها بر روي مردم
2- شناسايي و تعديل پيامد هاي منفي
3- بالا بردن مزاياي طرح
4- كمك در جهت مديريت تغييرات اجتماعي و فرهنگي
5- اجتناب از تعويق و موانع انجام
6- كاهش هزينه ها
7- روابط بهتر بين ذي نفعان و اعضاي جامعه
8- بهبود طرح ها و اقدامات توسعه اي
[1] - www.Berr.gov.uk
+ نوشته شده توسط آرين در سه شنبه سیزدهم مهر 1389 و ساعت
9:40 |